19. مهر 1393 - 11:26
وبلاگ " درد دلهای ساندیسی" نوشت:
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان
به راستی وقتی صحبت از تفاوت دیدگاه در نوع ارتباط جمهوری اسلامی با غرب می شود باید از کدام زاویه نگاه کرد؟ غرب کودتای 28 مرداد یا غربی که وزیر خارجه محترم از مدرک دیپلم تا دکترای خود را در آنجا کسب کرده اند؟ غربی که دستور ترور دانشمندان هسته ای جمهوری اسلامی را جلوی دوربین ها صادر می کند (جان ساورز، رئیس سرویس جاسوسی بریتانیا) یا غربی که در نظر رئیس جمهور ما مودب و باهوش نمایان شد؟ غربی که بعد از 35 سال با لبخند با ما تماس تلفنی بر قرار کرده و پیشنهاد امان نامه می دهد یا غربی که مردم ایران را ذاتا دروغگو خطاب کرده و دروغ را جزئی از DNA ایرانیان می داند؟ غربی که ...
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی چرام، یک شهروند چرامی در وبلاگ شخصی خود به نام " درد دلهای ساندیسی" نوشت:

 

از مرداد سال 92 و  همزمان با روی کار آمدن دولت جدید شاهد نوعی ارتباط جدید با جهان غرب بوده ­ایم. ارتباط و گفتگوهایی که طبق ادعای دولتمردان در راستای عزت جمهوری اسلامی و تسلیم نمودن دشمنان این انقلاب به پیش می­ رود. دولت یازدهم برخلاف دولت قبل نه تنها علاقه­ ای به تقابل مستقیم با غرب و به خصوص کدخدای جهان یعنی آمریکا نداشته بلکه با بایگانی نمودن اکثر گزینه ­های روی میز تقابل با غرب، فقط گزینه تنش ­زدایی و گفتگو با غرب را انتخاب کرده است.

 

اما به راستی وقتی صحبت از تفاوت دیدگاه در نوع ارتباط جمهوری اسلامی با غرب می­ شود باید از کدام زاویه نگاه کرد؟ غرب جنگ جهانی اول و دوم یا غرب مذاکرات ژنو؟ غرب کشتار نصف جمعیت ایران(10 میلیون نفر) در طی جنگ جهانی اول یا غربی که مسئولین کشور ما در دانشگاه­های آن مدرک دکترای خود را گرفته­ اند؟ غرب کودتای 28 مرداد یا غربی که وزیر خارجه محترم از مدرک دیپلم تا دکترای خود را در آنجا کسب کرده اند؟ غربی که دستور ترور دانشمندان هسته ­ای جمهوری اسلامی را جلوی دوربین ­ها صادر می­ کند (جان ساورز، رئیس سرویس جاسوسی بریتانیا) یا غربی که در نظر رئیس جمهور ما مودب و باهوش نمایان شد؟ غربی که بعد از 35 سال با لبخند با ما تماس تلفنی بر قرار کرده و پیشنهاد امان­ نامه می­ دهد یا غربی که مردم ایران را ذاتا دروغگو خطاب کرده و دروغ را جزئی از DNA ایرانیان می­ داند؟ غربی که بعد از 36 سال با ما دیدار و گفتگو می­ کند یا غربی که چند ساعت پس از همین دیدار در نطق عمومی خود در سازمان ملل به ملت و دولت ما توهین می­کند؟

 

و در یک کلام، در این میان باید غرب را از زاویه نگاه امام خمینی و امام خامنه­ ای دید یا از نگاه امثال بازرگان و موسوی و هاشمی و جناب دکتر روحانی؟

 

با نگاهی گذرا به بیانات امام خمینی و امام خامنه ­ای به تعبیرات جالبی در مورد نوع تقابل شایسته انقلاب اسلامی با استکبار بر می­ خوریم که در ادامه بدان ها اشاره می ­شود.

 

امام خمینی:

"ما چه بخواهیم چه نخواهیم صهیونیست و آمریکا و شوروی در تعقیب مان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبی­ مان را لکه دار نمایند."

 

"اگر ملت ایران از همه­ ی اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه­ ی عزت و اعتبار پیامبر و و ائمه معصومین -علیهم ­السلام را با دستهای خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان­ خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی ­فرهنگ به رسمیت بشناسند. ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها."

 

"شرق و غرب با تمام برنامه در مقابل شما هستند و به اساسی‌ترین سرمایه شما هم نظر دارند و آن هدایت اسلامی‌ تان است، همیشه با بصیرت و چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و یک لحظه از آنها و نقشه‌های آنان غافل نشوید و همواره برنامه‌های مقابله با آنها را در دستور کار خود داشته باشید و آنان را آرام نگذارید وگرنه لحظه‌ ای آرامتان نمی‌گذارند."

 

امام خامنه ای:

" حقوق بشر بهانه است؛ حرفهایى که با تبلیغاتِ خودشان در داخل منتشر مى‌کنند، بهانه است؛ میل به دمکراسى و اشاعه مردم‌ سالارى که آنها ادّعا مى‌کنند دروغ و بهانه است. اصل قضیه همین است؛ دستگاه سلطه در دنیا نمى‌تواند ببیند که دولتى در کنار ملت خود با سلطه سیاسى و فرهنگى و اقتصادى استکبار مبارزه مى‌کند."

 

"ملّت ایران [در مقابل حكومت طاغوتیِ پادشاهی] ایستاد، انقلاب كرد، بعد هم ریشه‌های مستكبرین را در كشور قطع كرد؛ مثل بعضی از كشورهای دیگر نبود كه مقابله‌ی با استكبار كردند امّا كار را نیمه‌ تمام گذاشتند و چوبش [را] هم خوردند."

 

همانطور که ملاحظه می ­شود در این جملات صحبت از اصل استکبار و خوی استکباری غرب می ­باشد که به هیچ وجه تمامی نداشته و ندارد که تا گرفتن هویت و استقلال یک ملت مستقل دست بردار نیستند. با نگاهی گذرا به تاریخ مشاهده می­کنیم که چهار ماه پس از خودکشی هیتلر و دستگیری موسیلینی(به عنوان سران متحدین) و دو ماه پس از اینکه کشور ژاپن اعلام آمادگی برای تسلیم شدن می­ نماید، آمریکا اقدام به انفجار دو بمب اتمی در ژاپن نموده و آن فجایع را به بار می­ آورد. در جنگ ویتنام غرب و آمریکا به بهانه­ های واهی به این کشور لشکرکشی کرده و نزدیک به سه میلیون کشته برجای می­ گذارند. در جنگ افغانستان و عراق نیز به همین ترتیب. آماری که از زمان اشغال عراق به دست آمریکا و ناتو در دست می­ باشد حاکی از کشته شدن یک و نیم میلیون غیرنظامی در طول 10 سال است.

 

کدام یک از این اتفاقات نشان دهنده تغییر خوی استکباری آمریکا و غرب است؟ آیا غیر از این است که ترکیه دریوزگی برای غرب را به حد اعلی رسانده و با آن همه خلوص نیت در مقابل غرب سر تعظیم فرود آورد و تا جایی که در توان داشت برای سقوط محور مقاومت و بشار اسد تلاش نمود؟ آیا عوض این همه خدمات جوابی غیر از گلایه دولتمردان آمریکایی شنید که چرا با کمک خود باعث مسلح شدن گروه­های تروریستی شده اید؟

 

به راستی دولتمردان ما تا کی می خواهند به این رویه ادامه دهند و در مقابل استکبار خندان و در مقابل نیروهای انقلاب خشمگین باشند؟ به راستی تا کی باید مشاهده نمود که دولت محترم" رحماء علی الکفار و اشداء بینهم" برخورد می­کند؟ و تا کی می­خواهند از دیده عبرت بگیرند و کعبه آمال و ایوان مدائن فرو ریخته(1) سرسپردگان و امیدواران به استکبار و غرب را به درستی مشاهده نمایند؟

 

(1) هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان          ایوان مدائن را آئینه عبرت کن

 

انتهای پیام/ن

نظر شما

https://telegram.me/akhbarchoram
دوره آموزش مجازی شهید آوینی
پایگاه خبری تحلیلی صبح زاگرس
شبکه اطلاع رسانی دانا
حرف تو