15. دى 1395 - 18:09
افشین و امین دو کودک یاسوجی که مظلومیت از چهره سرما زده آنها خوب دیده می شد از جمله 60 کودک کاری هستند که تقریبا هر روز از 7 صبح تا 10 شب را حوالی میدان امام حسین (ع)یاسوج مشغول فروش دستمال کاغذی و گاهی هم آدامس هستند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی چرام به نقل از صبح زاگرس این روزها با عبور از چهار راه ها و میدان های شهر یاسوج با کودکانی  مواجه می شوی که مردان کوچک خانواده و نان آور خانه شده اند . کودکانی که باید در این سن و سال با هیاهوی کودکانه در زمین بازی و حیاط مدرسه صدای خنده آنها گوش آسمان رانوازش دهد نه صدای خریدار طلبیدنشان گوش شهر را کر کند.

یادم هست قبل از ورود چراغ قرمز به شهر یاسوج کودکان دستفروش را تنها در فیلم های شبکه سیما می دیدم،شاید در خیابانها با آنها برخورد می کردم اما به اندازه این روزها ذهن کسی را به خود درگیر نمی کردند.

به سراغ کودکان کاری که حوالی میدان امام حسین (ع) شهر یاسوج (میدان استانداری) رفتم تا سراغی از انها بگیرم و ببینم آیا هنوز تا این وقت شب و در این فصل سرما مشغول کار هستند یا نه !

سرما تاب ایستادن و فروختن دستمال کاغذی را به آنها نمی دهد

ابتدا که به محل مورد نظر (میدان امام حسین (ع) رسیدم و کودکان کار را ندیدم که مشغول به کار روزانه خود باشند خوشحال شدم اما  پس از لحظاتی صبر کردم، دونفر از همان بچه ها خود را از وسط میدان به خط توقف ماشین ها که پشت چراغ قرمز ایستانده اند رساندند و دستمال کاغذی ها را به رانندگان و مسافران نشان می دادند.

نمیدانستم چطوری به سراغ آنها بروم و چه مقدمه ای برای آنها ترتیب دهم که به من اعتماد کنند و به سوال هایی که ذهنم را پر کرده پاسخ دهند.

 

با لبخند و دفتر و قلم به دست به دوتن از کودکانی که مشغول به فروش دستمال کاغذی بودند نزدیک شدم و از آنها اجازه خواستم که با آنها هم صحبت شوم.

از شانس خوب من این دو کودک منطقی بودند و با کمال میل پذیرفتند و هر دوی آنها با لبخند گفتند اشکالی ندارد هر سوالی داشته باشی ما جواب می دهیم اصلا عکس هم خواستی بگیر ما بدمان نمی آید.

برخورد گرم آنها قوت قلبی شد برای من تا راحت تر بتوانم سوالاتم رابپرسم و از آنها عکس تهیه کنم.

ماجرای کودکان کار پشت چراغ قرمز یاسوج

افشین و امین دو کودک یاسوجی که مظلومیت از چهره سرما زده آنها خوب دیده می شد از جمله 60 کودک کاری هستند که تقریبا هر روز از 7 صبح تا 10 شب را سر میدان امام حسین (ع)یاسوج مشغول دستمال کاغذی و گاهی هم آدامس فروشی هستند.

افشین 11 ساله که تنها یک کت به تن داشت و از شدت سرما به خود می لرزید با بیان اینکه تا کلاس سوم ابتدایی بیشتر درس نخوانده است ،گفت:یک برادر و دوخواهر دارم و پدرم به دلیل بیماری قادر به کار کردن نیست .

وی گفت: من فرزند بزرگ خانواده هستم و به دلیل نیاز مالی که داریم مجبورم هر روز از ساعت 7 صبح تا 10 شب سر چهار راه ها دستمال کاغذی و آدامس بفروشم.

افشین با اشاره به اینکه روزانه 50 تا 60 هزارتومان دستمال کاغذی می فروشم ،افزود: هر روز مجبور هستم ناهار و شام را از فست فودی ها بگیرم و بخورم به همین خاطر برخی مواقع از معده درد رنج می برنم.

این نوجوان در جواب اینکه بزرگترین آرزویت چیست؟سکوت عمیقی کرد و چشمهایش را به زمین دوخت و تنها با یک کلمه که مشخص بود ملکه ذهنش شده گفت؛دستمال کاغذی.

بعد از شنیدن این کلمه غم عجیبی قلب مرا گرفت و صدای افشین که با نا امیدی در جوابم گفت نمی دانم آرزو چیست، انگار پتکی بود که بر سرم کوبیدند و من تنها بغض کردم و نگاهم را از چهره معصومش گرفتم و به چراغ قرمز چهار راه چشم دوختم.

سعی کردم احساسات خودم را کنترل کنم که نکند به او بر بخورد. با عوض کردن سوال از او پرسیدم چرا درس و مدرسه را ترک کردی گفت:کار کردن برایم واجبتر بود تا خرج خواهر برادر هایم را تامین کنم و اینکه هیچ علاقه ای به درس خواندن ندارم .

افشین که مدام چشمش به امین بود که ببیند به او چه می گوید گفت:همه چیز ما همین دستمال کاغذی هست که اگر از ما بگیرند نمی دانیم چه کاری انجام دهیم .

این نوجوان دستمال فروش گفت:هر روز سر چهار راه با افرادی برخورد می کنیم که وقتی به آنها می گوییم دستمال کاغذی می خواهید با داد و فریاد به ما می گویند نه نمی خواهیم و ما هم در جواب می گوییم مگر به زور می خواهیم به شما بفروشیم که دادمی زنید.

از افشین در مورد اینکه شنیده شده برخی از کودکانی که سر چها راه ها دستمال کاغذی می فروشند ،مواد مخدر هم می فروشند، گفت:چند نفری هستند که این کار را می کنند اما تنها برخی روزها سر کله شان پیدا می شود.

وقتی احساس کردم افشین ازسوال هایم خسته شده و امین که بغل دستم ایستاده برای پاسخگویی آماده تر است به سراغ او رفتم.

امین کودک 9 ساله ای که خود را خوب لباس گرم و مرتب پوشانده و مشخص است از آن دسته کودکانی است که می تواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد به من گفت بیا از خودم سوال بپرس تا جوابت را بدهم.

زندگی سخت یک خانواده در کارگاه تیرچه بلوک

این کودک 9 ساله که کلاس چهارم است، گفت: پدرم کارگر کارگاه تیرچه بلوکی است و خانه ما همانجا در کارگاه است .

او گفت:ما از خودمان در روستا خانه داریم اما چون پدرم کارگر کارگاه تیرچه بلوکی است مجبور هستیم آنجا زندگی کنیم.

امین با بیان اینکه به درس خواندن علاقه دارد، گفت: روزانه 60 هزار تومان دستمال کاغذی می فروشم که همه پول آن را برای خودم پس انداز می کنم.

در همین حین که با امین صحبت می کردم زنگ گوشی از کیف کمری که به کمر بسته بود به صدا آمد، چیزی که مرا متعجب کرد داشتن دو گوشی هوشمند امین بود که می گفت هر دوی آنها مال خودش است.

پس انداز برای دانشگاه آینده/ آرزویم فروختن دستمال کاغذی است 

 او با اشاره به اینکه با دسترنج خودم این گوشی ها را خریدم ،گفت:پولی که از فروش دستمال کاغذی و آدامس کاسب می شوم را در یک حساب جداگانه پس انداز می کنم برای وقتی که بزرگ شدم و خواستم به دانشگاه بروم.

امین افزود:تا امروز نزدیک به پنج میلیون تومان پس انداز دارم و هیچ مقدار از پولم را به خانواده ام نمی دهم و آنها هم از من پول نمی خواهند تنها می گویند پولت را پس انداز کن.

با این حال امین در جواب سوالم که از او پرسیدم بزرگترین آرزویت چیست؟ چند ثانیه آدامس جویدنش را متوقف کرد و با کمی فکر حرف افشین را تکرار کرد و گفت آرزویم فروختن دستمال کاغذی است .

امین که از حرف زدنش احساس می کردم پسر کار بلد و زرنگی است با این جواب تعجب من را برانگیخت و بعد گفت:همه ما که سر چهار راه چراغ قرمز کارمان فروختن دستمال کاغذی است همین آرزو را داریم.

از او پرسیدم یعنی می خواهی در آینده هم دستمال فروش باشی،در پاسخ تنها با یک جمله گفت:شاید پلیس شوم.

امین در جوالب سوالم که پرسیدم تو بچه هایی که اینجا مواد می فروشند را می شناسی ؟ با تردید جواب داد که بچه ها را نه اما برخی مردها هستند که با ماشین آن طرف چراغ قرمز (با دست سمت بلوار بویراحمد رابه من نشان داد) می ایستند و فکر می کنیم که مواد می فروشند.

نخواستم که بیشتر ازاین وقت این دو مرد کوچک را بگیرم و مزاحم دستمال فروشی آنها شوم از طرفی سوال های بی شماری ذهنم را مشغول کرده بود که باید جوابی برای آنها می یافتم.

از جمله سوالها اینکه آیا شهرداری ، بهزیستی یا هر نهاد و ارگان دیگه ای که با جمع آوری کودکان کار مرتبط می شوند به سرغ آنها آمده اند یا نه؟

آیا نهاد های حمایتی سراغی از این کودکان دستمال فروش می گیرند وآنها را حمایت می کنند تا به جای چرخیدن بین ماشین های لوکس و عادی و نان درآوردن این موقع شب کنار بخاری گازی سرشان لای دفتر و کتابشان باشد شاید فردا روزی آرزویی به غیر از دستمال کاغذی سوژه رویا هایشان شود.

از این دست سوالها که جوابشان برایم روشن بود را زیاد با خودم مرور کردم اما پاسخی جز اینکه اگر حمایت یا ممانعتی بود روز به روز برآمار کودکانی که افشین و امین نمونه ای از آنها بر یکی از میدان های شهر یاسوج دست فروشی می کنند افزوده نمی شد.

مقایسه کودکانی مانند امین و افشین با برادر زاده خودم و هم نوعان او که اگر ساعت غذا یا کلاس های تفریحی شان عقب جلو شود ناز می کنند و ناز آنها خریدار دارد و با وجود همه امکاناتی که دم دست دارند باز هم طلب کار هستند و پدرو مادر خود را مقصر کمبود های غیر ضروری زندگی خود می دانند چیزی بود که لحظه خداحافظی من از امین و افشین ذهنم را به خود مشغول کرده بود.

افشین و امین تنها نمونه ای از تعداد زیاد کودکان کاری است که در سطح و میادین شهر یاسوج دستفروشی یا وزن گیری می کنند تا شاید راهی برای برآورده کردن آرزو های کوچک خود پیدا کنند.

این در حالی است که علیرضا موسوی امجدمدیر کل بهزیستی کهگیلویه وبویراحمد چندی پیش در شورای فرهنگی و اجتماعی استان افزود: ۱۰۰ درصد کودکان کار شناسایی شده در استان دانش آموز هستند.

وی گفت: با راه اندازی مرکز مداخله در بحران، حمایت از کودکان کار و خانواده آنها بهتر شده است.

مدیر کل بهزیستی کهگیلویه و بویراحمد با بیان اینکه برخی کودکان کار به صورت مهاجرت فصلی به کار مشغول می شوند، عنوان کرد: بیشترین مهاجرت کودکان برای کار در فصل تابستان اتفاق افتاده است.

وی با بیان اینکه ۸۷ کودک کار در استان شناسایی شده است ،افزود: اغلب کودکان کار به صورت دسته جمعی و از یک یا دو روستای مشخص مهاجرت کرده اند.

هرچند مدیر کل بهزیستی استان پیش تر در جواب سوال من که متولی کودکان کار در یاسوج کیست به شهرداری اشاره کرد اما محمد علی جاوید شهردار شهر یاسوج در تماس تلفنی که با وی داشتم گفت:متولی اصلی کودکان کار در یاسوج فرمانداری ، معاونت اجتماعی استانداری کهگیلویه وبویراحمد ،کمیته امداد،بهزیستی است و درصورت داشتن سوال در این رابطه با آقای غلامیان رییس اداره اجراییات شهرداری تماس بگیریم.

کرم‌الله غلامیان رییس اداره اجراییات شهرداری یاسوج در گفت و گو با خبرنگار ما با بیان اینکه شهرداری تنها متولی جمع آوری کودکان کار در سطح شهر یاسوج است ،گفت:روزانه ماموران اجراییات شهرداری در سطح و میادین شهر حضور پیدا و از فعالیت کودکان کار جلوگیری می کنند.

وی با بیان اینکه علاوه بر شهرداری ،بهزیستی،کمیته امداد و نیروی انتظامی وظیفه ساماندهی کودکان کار را برعهده دارند،افزود: در طی مصوبه ای که با حضور این دستگاه ها تصویب شد 15 تن از کودکان کار فعال بر روی میدان امام حسین یاسوج جمع آوری و به کمپ کودکان کار شهرداری منتقل شدندکه با ضمانت نماینده کمیته امداد امام خمینی و تعهد آنها خود کودکان آزاد شدند.

غلامیان اظهار کرد: مقابله با فعالیت کودکان کار در سطح شهر یاسوج روزانه ادامه دارد اما تا زمانی که دیگر نهاد های حمایتی و نظارتی در یک راستا همکاری نکنند این مشکل همچنان ادامه خواهد داشت و روز به روز در حال افزایش است.

به سراغ حجت الاسلام سید علی فتح میر محمدی مدیر کل امور اجتماعی استانداری کهگیلویه وبویراحمد رفتیم تا وضعیت ساماندهی کودکان کار در سطح شهر یاسوج را از وی به عنوان دستگاه نظارتی جویا شویم که در پاسخ گفت:متولی جمع آوری کودکان کار و خیابانی شهرداری است که باید از ورود این کودکان در سطح  ومیادین شهری جلوگیری کند.

وی با بیان اینکه تنها بهزیستی در این راستا اقدامات خوبی از جمله تحت پوشش قرار دادن و آگاهی سازی خانواده های این کودکان کار انجام داده است ،عنوان کرد:بیش از 200 کودک کار در سطح شهر یاسوج داریم که این آمار نسبت به سال گذشته افزایش قابل توجهی داشته است.

هرچند ساختار فرهنگی حاکم برجامعه، فقر و محرومیت خانواده ها را از مهمترین دلایل افزایش کودکان کار در کهگیلویه و بویراحمد است و مسائلی چون مهاجرت بی رویه از روستا به شهر،طلاق و اعتیاد در فقر خانواده ها بیشترین تاثیر را داشته است ، برخی از این کودکان به عنوان نان آور خانواده چاره ای جز تحمل سختی ها برای امرار معاش خانواده خود را ندارد.

باید پذیرفت که تنها یک دستگاه یا سازمان به تنهایی نمی تواند از عهده جلوگیری از افزایش و حمایت کودکان کار برآید ولازم است در راستای ساماندهی و حمایت از کودکان خیابانی و کار؛ دستگاه‌هایی از جمله قوه‌قضاییه، نیروی انتظامی، شهرداری‌ها و سازمان‌بهزیستی به وظایف خود به صورت هماهنگ عمل کنند.

هرچند مؤثرترین شیوه جهت کاهش کودکان کار و خیابانی عدم کمک شهروندان به آنها می‌باشد از این‌رو عدم کمک شهروندان به کودکان کار و خیابانی موجب می‌شود فعالیت‌ سودجویان از سوددهی کاهش یابد البته لازم است در این راستا فرهنگ‌سازی مناسبی صورت گیرد.

گزارش و عکس/ مرضیه سادات غلامی

انتهای پیام/200

نظر شما

https://tlgrm.me/choramnews
پایگاه خبری تحلیلی صبح زاگرس
شبکه اطلاع رسانی دانا
حرف تو