2. فروردين 1397 - 21:01
سردار شهید علیزاده یار امام خامنه ای در سال 1337 و در روستاي القچين ديده به جهان گشود و چند ماه پس از ورودش به سپاه، براي سرکوبي غائله ضد انقلاب راهي غرب کشور شد و سرانجام در تاريخ 2فروردین سال1361 در جبهه شوش به درجه شهادت نايل آمد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی چرام،سردار شهید علیزاده یار امام خامنه ای در سال 1337 و در روستاي القچين ديده به جهان گشود و چند ماه پس از ورودش به سپاه، براي سرکوبي غائله ضد انقلاب راهي غرب کشور شد و سرانجام در تاريخ 2فروردین سال1361 در جبهه شوش به درجه شهادت نايل آمد.

 

 

فرازی از زندگي نامه شهيد:

شهيد در سال 1337 در روستاي القچين از خانواده اي فقير و کشاورز ديده به جهان گشود؛ وي توانست تا سال سوم هنرستان به تحصيلات حود ادامه داد و به امام عشق مي ورزيد.

 

هنوز چند ماه از ورودش به سپاه نگذشته بود که براي سرکوبي غائله ضد انقلاب راهي غرب کشور شد و سرانجام در تاريخ 2فروردین1361 در جبهه شوش به درجه شهادت نايل آمد.

 

 

وصيتنامه پاسدار شهيد امير عليزاده 

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

براي پنجمين بار كوله پشتي خود را برمي دارم و روانه خوزستان مي شوم؛كوله پشتي پر از عشق و علاقه به كربلاهاي سوسنگرد و كربلاي بستان  با تمام نيرو و قدرت براي خدا و سركوب ضد انقلاب با شنيدن پيام عمليات خوزستان، خودم را يافتم و بلافاصله به خوزستان با چند تن از برادران روانه شديم تا به نداي( هل من ناصر ينصرني) حسين (ع)زمان لبيك بگویيم .

 تا اين لحظه كه به جبهه مي روم، فقط براي رضاي خداوند مي روم و خدايا تو را به بدنهاي قطعه قطعه شهيدان خوزستان قسم مي دهم كه مرا از شر نفس شيطاني نجات دهي تا اين لحظه كه مي خواهم در مقابل مزدوران عراقي قرار بگيرم ،اگر همه فرزندان ما در خوزستان قطعه قطعه شوند ،عقب نشيني نخواهم كرد.

 با شما خواهران و برادراني كه در اينجا گرد آمديد مژده مي دهم كه همه برادران ارتشي و پاسدار تا آخرين قطره جان و خون خود مي تازيم تا منطقه اشغالي را آزاد سازيم.

برادران من در سوگ شهيدان نشسته اند و ما تا آخرين نفس و آخرين فشنگ مي جنگيم و سربازان مزدور عراقي را اگر بخواهند تسليم بشوند،به رگبار گلوله مي بنديم و بايد به آنها و تمام ابر قدرتها و ابر جنايتكاران بفهمانيم كه پاسداران جان بر كف اسلام و قرآن در اين لحظه كه دست را روي ماشه تفنگ مي گذارند تا ایران آزاد شود.

 

کشور را به دست مزدوران نخواهيم داد و به برادران مژده مي دهیم همه ما كه امشب آماده و دست روي ماشه مي گذاريم و به هيچ وجه به مزدوران عراقي رحم نمي كنيم .

 

به علت اينكه سربازان  مزدوري كه چهارده ماه است زير توپ و تانك است و اتمام حجت به آنها هم شده است، به هيچ وجه به آنها هم كه در راه تسليم را پيش مي گيرند به رگبار مي بنديم و به شما برادران اخطار مي كنیم كه حزب الله را هر چه بيشتر در شهر شهيد پرور گچساران مستحكم شود، اقدام هر گونه عمل ضد انقلاب را دفع و خنثي میکند.

 

هشدار من به منافقين خلق گچساران و برادران عزيز چرا فكر خودتان رادر اختيار عده اي فرصت طلب و خائن گذاشته ايد؟مگر هنوز مي خواهيد رجوي را برگردانيد تا در ايران حكومت كنند؟به خدا قسم اگر همه ما قطعه قطعه شويم مرزها را محكم مي بنديم و اختيار هر گونه وارد شدن و فراريان ابرجنايتكار را به هيچ وجه شايسته نمي دانيم.

 

 من از تمام عموها و اقوام عزيزم خواهش مي كنم كه مرا ببخشند كه از شما خداحافظي نكردم .براي خدا مرا ببخشيد و سلام زياد مي رسانم براي همسرم كه اگر شهيد شدم،بداند در راه خدا است و هيچ گونه نگراني به خودت راه ندهي و تو را به خداي بزرگ مي سپارم و در ضمن اگر انشاءالله فرزندي متولد شد، آن را براي خدا و در راه خدا بزرگ كنيد و نگذاريد بي بند و بار بزرگ شود.از شما تقاضا دارم كه حتماً او را حزب الهي تربيت كنيد.

امير عليزاده

لازم به ذكر است كه شهيد اين وصيت نامه را در موقع رفتن به جبهه بوستان نوشته است. 

 
 

انتهای پیام/

نظر شما

http://Sapp.ir/akhbarchoram
پایگاه خبری تحلیلی صبح زاگرس