15. بهمن 1396 - 0:23
دختر 23 ساله یاسوجی که در اثر یک بدشانسی دچار بیماری کلیه می شود اکنون سخت ترین روزهای زندگی اش را می گذراند روزهایی که جای خالی مادر را احساس می کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی چرام؛ در بخش دیالیز بیمارستان که وارد شویم فضایی سنگین و نگاه های خیره کننده حکم فرماست نگاه هایی عمیقی که گاهی توان ایستادن نداری و تنها سرت را پایین می اندازی و رد می شوی در بخش دیالیز بیمارستان زندگی در لوله های خونی جریان دارد نه در خانه های گرم و در کنار خانواده.

در اینجا انتظار معنا پیدا می کند انتظار برای خوب شدن انتظار برای رهایی از دیالیز شدن مداوم و انتظار برای داشتن زندگی عادی اما اینجا گاهی آنقدر از زندگی ات خسته می شوی که تنها در انتظار مرگ میمانی و آرزوی دیگری نداری.

شیلنگ پرخونی که یکسر آن به سرخرگ و سیاهرگ دستان بی رمق این افراد  و سردیگر آن به دستگاه دیالیز وصل است تا خون زندگی را در کلیه های آنها به جریان بیندازد زندگی که گاهی از بودنش گله می کنی و گاهی دلتنگش می شوی دلتنگ روزهایی که سالم بودی دلتنگ روزهایی که می خواستی  در کودکی، کودکی کنی اما نتوانستی، دلتنگ خنده هایی که می توانست از ته دل باشد اما نبود.

همه افرادی که بر روی این تخت های دیالیز بستری هستند هر کدام داستانی دارند داستان هایی که وقتی صحبتش را می کنند  اشک را از چشمانشان جاری می کند نگاه های پر از امید و شاید ناامیدی که پر از نگفته هاست پر از آرزوست آرزوهایی که از دست رفتند و دیگر شاید هیچگاه به دستشان نیاوری.

در اینجا در بخش دیالیز بیمارستان نگاه کردن به این افردا دلی بزرگ می خواهد چرا که سکوت می کنند و همه حرف هایشان در نگاهشان حبس شده است نگاه های بی رمقی که گاهی قطره ای اشک نا خود آگاه از آنها سرازیر می شود.

وقتی در اثر یک بدشانسی و یا بهتر بگویم در اثر نداری زندگی ات و سرنوشتت تغییر می کند و به سمت سختی پیش می رود وقتی همه امیدت در یک لحظه ناامید می شود وقتی می بینی بچه همسایه که هم سن توست چه انرژی دارد و  تو اینجا باید شیلنگ خونی که بهت وصل است را نگاه کنی گریه تنها راه تسکین توست.

 در زیر  داستان واقعی یکی از این دیالیزی ها را می خوانید کسی که هنرمند است اما این بیماری اجازه نداد خودش را نشان دهد، دختری که  در انتظار هزینه درمان نشسته است اینکه می گویم هنرمند است از خود نگفته ام اگر شما نیز نقاشی های او را در زیر ببینید بدون شک با من هم عقیده می شوید که هنرمند است و تمام دلتنگی هایش را بر روی کاغذ نمایش می دهد.

در گوشه ای از شهر یاسوج دختری 28 ساله دارای مدرک دیپلم معماری، زمانی که تنها 16 سال سن داشت به یک سرماخوردگی جزئی مبتلا شد که به دلیل وضعیت معیشتی سخت نتوانست از پس این بیماری ساده برآید و بعد از آزمایشاتی متوجه شد که همین بیماری ساده تبدیل به یک نوع بیماری خونی شده که بعد از چندین سال باید خون خود را دیالیز کند.

 دختری که دوست دارد مانند دیگر دختران این شهر ادامه تحصیل دهد ،تفریح و گردش داشته باشد لباسهای متنوع بپوشد اما چه فایده وقتی که باید سه روز

نظر شما

https://telegram.me/akhbarchoram
http://www.chaharfasl.ir/
دوره آموزش مجازی شهید آوینی
پایگاه خبری تحلیلی صبح زاگرس
شبکه اطلاع رسانی دانا
حرف تو